درصورتی که به بیمارستان گذر کرده باشید درقسمتی از راهروی بیمارستان محلی وجود دارد به مانند آشپزخانه های امروزی که اوپن میباشد.این محل که درآن میتوانی تمام قسمتهای بخش رو زیر نظرداشته باشی استیشن نام دارد وتنهاکاربرد آن این است  وتنها تفاوت آن بااوپن آشپزخانه ارتفاع آن است که به منظور راحتی کارکنان کمی بلندترتعبیه شده است.زیبارویانی رادر آن طرف این نصفه دیوار خواهید دیدکه روی صندلی های چرخونکی نشسته اند ولبخندی ملیح به لب دارند وگاهی هم درحین صحبتهای شیرینشان قاه قاه میخندند.این موجودکه گاها درراهروی بیمارستان هم رویت شده است

نام مستعاری به نام پرستار دارد که معمولا فقط از زبان آدمهای دردمندو مستاصل که هیچ راهی برای خلاصی خود از دردپیدانمی کنند شنیده میشود .اگرکسی پرستار راصداکند به ناگاه خواهید دید که لبخند ازروی لبان نسوان محو شده ویکی ازآنان که از گونه ی نادر این موجود است میگوید چیه؟یا چته؟که تفاوتی میان این دو نیست و هردو منظور پرستار را میرساند وشخص مددجو خود ملتفت خواهد شد.کافیست کاری از آنان خواسته شود تابه زندگی سخت ودشوار وفلاکت بارشان پی ببری و آگاه شوی که چه حقوق کمی دارند وچقدر تحت فشار هستند.با لحنی به مانند غرزدن همراه فرد میشود وکار یا نصفه انجام میدهد یاانجام نمیدهد ومیگوید خودت انجام بده یا انجام نمیدهد و میگویدلازم نیست.من کارخودمو بلدم وکلی بد وبیراه که چرادخالت میکنی؟!!اگر ناگاه کسانی رادر بیمارستان مشاهده کردی که باروی خوش بابیماران هم کلام میشوند یا به آنها دارو میدهند و یا چیزهایی در پوشه های آهنی مینویسند وبه طور کلی درحال فعالیت وجنب وجوش ویا راه رفتن هستند هرگز آنها را با پرستار اشتباه نگیرید ومطمئن باشید آنها یافرشته های الهی هستند که به بیمارستان نازل شده اند ویا توهمی بیش نیستند که ممکن است این توهمات شما ناشی از دادی که پرستار سر شمازده یا غرهای ممتدش باشد که دراین صورت بهترین راه این است که سریعا با دوستان وآشنایان واقوام تماس بگیرید و این هشدار را بدهید که این افرادرا باپرستاران اشتباه نگیرند وبعد به سرعت ازبیمارستان خارج شده ودست نیاز به درگاه حق تعالی بلند کنید که هیچ گاه گذرتان دوباره به این مکان مخوف نیفتد

                                                  آمین


منبعش روفراموش كردم وبلاگ كدوم دوست بود،اگه كنجكاويدخودتون زحمت سرچ ش روبكشيد