داستان کوتاه
پیری برای جمعی لطیفه ای تعریف کرد.همه خندیدن.بعد از لحظه
ای دوباره همان لطیفه را تعریف کرد تعداد کمتری خندیدن .او
مجددا لطیفه را تکرار کرد تا اینکه دیگر کسی نخندید.او لبخندی
زد و گفت.وقتی ک نمیتوانید بارها ب لطیفه ای یکسان
بخندید.چرابارها ب افسوس خوردن در مورد مسعله ای مشابه
ادامه میدهید.گذشته را فراموش کنید وب جلو نگا کنید.نظرتون
چیه؟؟ شما چطور؟؟؟؟
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 13:12 توسط y.a.s.m
|